احمد مجد الاسلام كرمانى
195
تاريخ انحطاط مجلس ( فارسى )
اين بود كه اگر مردم از اين عمل او تمجيد ميكنند او را پيروى كند و هر روز حد بزند و اگر بد ميگويند صرفنظر فرمايد . تا مردم از او راضى باشند فرستاده آقا برگشت و راست يا دروغ گفت عموم مردم مداحى و تمجيد مينمايند ، بلكه خداى را شكر و ستايش ميكنند كه حضرت حجت الاسلام بجاى مرحوم حجت الاسلام ( يعنى مرحوم حاجى سيد محمد باقر كه در اصفهان حجت الاسلام على الاطلاق او است ) نشستهاند و حد خدا را جارى فرمودهاند ، آقاى بزرگوار از شنيدن اين كلام بوجد آمده در حضور تمام حاضرين فرمودند انشاء اللّه تعالى آدم هم خواهم كشت ، يعنى حد قتل هم جارى خواهم كرد ، تا به همان مقام حجت الاسلامى برسم و از غرايب اتفاقات آنكه مرحوم حاجى سيد اسد اللّه پسر بزرگ همان حاجى سيد محمد باقر با آنكه سالها در اصفهان بجاى پدر رياست داشت و مرجع عامه مسلمين بود ابدا حد نزد بلكه يك سيلى هم به روى كسى نزد حتى آنكه روزى از مسجد به خانه ميرفت جماعتى را ديد كه يكنفر را گرفته كشانكشان بحضور او ميآورند ، همين كه بحضور او رسيدند عرض كردند اين شخص شرب خمر نموده است و مستحق حد شرعى شده . آقاى معظم با نهايت تغير بمردم فرمودند او را رها كنيد مردم اطاعت كردند همين كه آن شخص رها شد با نهايت ملايمت از او سئوال كردند آيا تو خداى نكرده بدون عذر شرعى شراب خوردهء ، آن شخص كه از ترس تازيانه و اثر مشت و لگدهائى كه از مؤمنين خورده كاملا به هوش آمده بود مطلب را درك نموده بود جواب داد ، من هرگز شراب نخوردهام . آقاى بزرگوار فرمودند الحمد اللّه رب العالمين معلوم است شخص مسلمان چنين كارى نخواهد كرد ، بسيار خوب مرخص برو بمنزلت مقدسين دويدند بحضور آقا و عرض كردند به حق خدا قسم دروغ ميگويد و شراب خورده فرمودند اولا پيغمبر فرموده است ( كذب سمعك و بصرك و صدق اخاك المؤمن و ان . . . . الى آخر ) حاصل